الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

841

علل الشرايع ( فارسي )

كرده‌ام آنچه در شكم من هست را در راه خدمت تو آزاد گردانم يعنى خادم مسجدش نمايم و محرّر و خادم براى مسجد را هيچ گاه از آن اخراج نمىكنند ، و وقتى همسر عمران مريم را زاييد ، به درگاه الهى عرضه داشت پروردگارا ، فرزندى را كه وضع نمودم مؤنّث بوده و پسر و دختر در كار خدمت حرم برابر نخواهند بود ، بارى همسر عمران به نذر خود وفاء كرد و مريم را داخل مسجد نمود و وقتى مريم به سن بلوغ رسيد و در حدى قرار گرفت كه زنان در آن حدّ مىباشند از مسجد اخراج شد ( يعنى وقتى مبتلا شد به ايّام حيض از مسجد اخراج گرديد ) حال اگر بنا بود مريم ايّام خارج بودن از مسجد را قضاء كند اين تكليف در حق او تكليف ما لا يطاق بود زيرا از طرفى طبق نذرى كه همسر عمران نموده بود مىبايد هميشه در مسجد باشد حال ايّام عذر را اگر در همان وقت مىخواست قضاء كند كه امكان پذير نبود و در غير آن وقت هم برايش امكان نداشت چون به مقتضاى نذر حضورش در مسجد لازم بوده و معنا نداشت به عنوان قضاء ما فات بخواهد آن را انجام دهد . حديث ( 7 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از محمّد بن عيسى بن عبيد ، از يونس بن عبد الرحمن ، از عبد الحميد ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : كسى كه ذكر الله تعالى را بگويد ده حسنه برايش منظور مىكنند و كسى كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را ياد كند ده حسنه برايش حساب مىنمايند زيرا خداوند تعالى رسولش را با خود مقرون قرار داده است . حديث ( 8 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از على بن حكم از على بن اسباط از مردى از اصحاب كه از خراسان است مرفوعا از امام صادق عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : خداوند متعال مىداند كه گناه براى مؤمن بهتر از عجب و خود پسندى است و اگر اين معنا نبود هرگز حق تعالى مؤمنين را به گناه مبتلا نمىساخت . حديث ( 9 ) پدرم رحمة الله عليه از عبد الله بن جعفر حميرى از احمد بن محمّد ، از احمد بن محمّد بن ابى نصر از ابان بن عثمان از محمّد بن حلبى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند آن خاكى كه خداوند متعال مشتى از آن را قبض فرمود